p5
صبح زود
اجوما=لونا بیدار شو میخوایم بریم خرید...
لونا=هوم.... باشه اجوما... بیدارشدم
اجوما=لباست و بپوش و بیا صبحونه بریم..
لونا=باشه
لونا ویو
پاشدم و موهام و شونه کردم و دست و صورتم رو شستم و رفتم از چمدونم از همون 3 دست لباسی که داشتم یکیش رو پشیدم(اسلاید1)بعد رفتم که صبحونه بخورم
پایان ویو
اجوما=چه ناز شدیییی
لونا=ممنونمم..
جونگکوک=اجوما ما شب نمیایم خونه.. لونا همــ....
اجوما=من دارم لونا رو میبرم خرید ساید بیرون بهش شام بدم...
تهیونگ=باشه.. پس خوش بگذره.. خداحافظ
این رو گفتن و رفتن و اجوما و لونا هم ظرفارو جمع کردن و بردن تو اشپزخونه و رفتن خرید
تو پاساژ
اجوما=خب لونا... بیا اینجا لباسش قشنگه میخوای؟
لونا=خیلی زیباست...
اجوما=اقا این چنده
فروشنده=1200 وون
اجوما=بفرمایید
فروشنده=خوش اومدید
اجوما=خب بیا.. یک دست گرفتیم..
لونا=ممنونم اجوما...
اجوما=بیا اینجا، اینجاهم لباسش قشنگه
فروشنده=چطور میتونم کمک کنم
اجوما=این چنده؟
فروشنده=3000وون
اجوما=خب.. میخریم
فروشنده=خدمت شما.. خوش اومدید
و همینطور چند دست لباس دیگه هم خریدن..
لونا=اجوما...
اجوما=جانم..
لونا=اوممم.. میتونی این لباس رو بگیری برام؟
اجوما=کدوم
لونا=اون ملودی داره..
اجوما=الان... خانم این چنده؟
فروشنده=134 وون
اجوما=خب میخرم...
لونا=واقعا/ذوق/ممنونم...
اجوما=بیا خوشگلم... اینم 5 دست لباس(اسلاید دوم)
لونا=ممنونمممم...
اجوما=لباس خونگی هم برات انلاین سفارش دادم
لونا=خیلی خیلی خیلی ممنونم
و بیرون شام خوردن و داشتن میرفتن خونه
توی مهمونی ته ایل
اعضا رسیدن و رفتن داخل که ته ایل بالای 10 تا بچه ی 12 ساله دور و برش بودن
ته ایل=بالاخره اومدین.. مافیاها معرفی میکنم... بزرگترین و موفق ترین گروه مافیای دنیا... بنگتن
نامجون=دست از تیکه انداختن بردار ته ایل
ته ایل=فرشتم کجاست؟
جونگکوک=فرشتت رفته خرید...
ته ایل=این بچه هارو میبینی؟ به هیچ دردی نمیخورن... اون فرشته ی الهی..
جیمین=ترمز دستی رو بکش نخوری تو جدول... ما تا محموله رو نفرستیم اون ور بچه بی بچه...
ته ایل=باشه پس... هماهنگ میکنم فردا میتونین ببرین محموله رو...
تهیونگ=تیکه ننداز
ته ایل=من جدیم.... لارا/داد/
لارا=جانم ددی
ته ایل=بیب گوشیم رو بده
لارا=چشم (اوققق.. اوقققققق حالم بهم خوردددد... تو جیمین رو ول کردی رفتی با ته ایل... گوه تو مغزت)
ته ایل پیام داد به یکی و رو به پسرا گفت
ته ایل=فردا ساعت 9 صبح بفرستش... حالا بحث تموم بریم خوش بگذرونیم..
و مهمونی شروع شد و اعضا خیلی یواش و اروم جوری که کسی نبینه خونه ی ته ایل رو بمب گذاری کردن و ریع احترام گذاشتن و رفتن بیرون و وقتی سوار ماشین شدن کل خونه با افردا توش منفجر شد....
جین=موفق شدیمممم.... بالاخره.. بالاخره ماموریت 2 اله رو تموم و انتقام 10 ساله رو گرفتیم...
شوگا=یه ابجومون نشه؟
جیمین=نه... یه سوجومون نشه؟
جیهوپ=نه... یه مشروبمون نشه؟
جونگکوک=نه... یه ویسکیمون نشه؟
تهیونگ=همین خوبه
نامجون=بریم خونه بعد جشن میگیریم..
اعضا رفتن خونه و در رو باز کردن و اومدن داد بزنن که اجوما جلوی دهنشون رو گرفت...
♡ ♡ این בاستان هنوز تمام نشـבه.. ♡ ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
اجوما=لونا بیدار شو میخوایم بریم خرید...
لونا=هوم.... باشه اجوما... بیدارشدم
اجوما=لباست و بپوش و بیا صبحونه بریم..
لونا=باشه
لونا ویو
پاشدم و موهام و شونه کردم و دست و صورتم رو شستم و رفتم از چمدونم از همون 3 دست لباسی که داشتم یکیش رو پشیدم(اسلاید1)بعد رفتم که صبحونه بخورم
پایان ویو
اجوما=چه ناز شدیییی
لونا=ممنونمم..
جونگکوک=اجوما ما شب نمیایم خونه.. لونا همــ....
اجوما=من دارم لونا رو میبرم خرید ساید بیرون بهش شام بدم...
تهیونگ=باشه.. پس خوش بگذره.. خداحافظ
این رو گفتن و رفتن و اجوما و لونا هم ظرفارو جمع کردن و بردن تو اشپزخونه و رفتن خرید
تو پاساژ
اجوما=خب لونا... بیا اینجا لباسش قشنگه میخوای؟
لونا=خیلی زیباست...
اجوما=اقا این چنده
فروشنده=1200 وون
اجوما=بفرمایید
فروشنده=خوش اومدید
اجوما=خب بیا.. یک دست گرفتیم..
لونا=ممنونم اجوما...
اجوما=بیا اینجا، اینجاهم لباسش قشنگه
فروشنده=چطور میتونم کمک کنم
اجوما=این چنده؟
فروشنده=3000وون
اجوما=خب.. میخریم
فروشنده=خدمت شما.. خوش اومدید
و همینطور چند دست لباس دیگه هم خریدن..
لونا=اجوما...
اجوما=جانم..
لونا=اوممم.. میتونی این لباس رو بگیری برام؟
اجوما=کدوم
لونا=اون ملودی داره..
اجوما=الان... خانم این چنده؟
فروشنده=134 وون
اجوما=خب میخرم...
لونا=واقعا/ذوق/ممنونم...
اجوما=بیا خوشگلم... اینم 5 دست لباس(اسلاید دوم)
لونا=ممنونمممم...
اجوما=لباس خونگی هم برات انلاین سفارش دادم
لونا=خیلی خیلی خیلی ممنونم
و بیرون شام خوردن و داشتن میرفتن خونه
توی مهمونی ته ایل
اعضا رسیدن و رفتن داخل که ته ایل بالای 10 تا بچه ی 12 ساله دور و برش بودن
ته ایل=بالاخره اومدین.. مافیاها معرفی میکنم... بزرگترین و موفق ترین گروه مافیای دنیا... بنگتن
نامجون=دست از تیکه انداختن بردار ته ایل
ته ایل=فرشتم کجاست؟
جونگکوک=فرشتت رفته خرید...
ته ایل=این بچه هارو میبینی؟ به هیچ دردی نمیخورن... اون فرشته ی الهی..
جیمین=ترمز دستی رو بکش نخوری تو جدول... ما تا محموله رو نفرستیم اون ور بچه بی بچه...
ته ایل=باشه پس... هماهنگ میکنم فردا میتونین ببرین محموله رو...
تهیونگ=تیکه ننداز
ته ایل=من جدیم.... لارا/داد/
لارا=جانم ددی
ته ایل=بیب گوشیم رو بده
لارا=چشم (اوققق.. اوقققققق حالم بهم خوردددد... تو جیمین رو ول کردی رفتی با ته ایل... گوه تو مغزت)
ته ایل پیام داد به یکی و رو به پسرا گفت
ته ایل=فردا ساعت 9 صبح بفرستش... حالا بحث تموم بریم خوش بگذرونیم..
و مهمونی شروع شد و اعضا خیلی یواش و اروم جوری که کسی نبینه خونه ی ته ایل رو بمب گذاری کردن و ریع احترام گذاشتن و رفتن بیرون و وقتی سوار ماشین شدن کل خونه با افردا توش منفجر شد....
جین=موفق شدیمممم.... بالاخره.. بالاخره ماموریت 2 اله رو تموم و انتقام 10 ساله رو گرفتیم...
شوگا=یه ابجومون نشه؟
جیمین=نه... یه سوجومون نشه؟
جیهوپ=نه... یه مشروبمون نشه؟
جونگکوک=نه... یه ویسکیمون نشه؟
تهیونگ=همین خوبه
نامجون=بریم خونه بعد جشن میگیریم..
اعضا رفتن خونه و در رو باز کردن و اومدن داد بزنن که اجوما جلوی دهنشون رو گرفت...
♡ ♡ این בاستان هنوز تمام نشـבه.. ♡ ◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ⇆
- ۱.۴k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط